السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

444

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

قوم خويش ] رهسپار شد ، و گمان نمود كه ما نمىتوانيم بر او تنگ بگيريم ، لذا در ميان تاريكيها ندا داد : معبودى جز تو نيست ، پاك و منزّهى ، براستى كه من از ستمكاران بودم ، پس دعاى او را اجابت نموده ، و از غم و اندوه نجات بخشيديم ، و اين چنين مؤمنان را رهايى مىبخشيم . و در ركعت دوّم ، سورهء حمد و فرمايش خداوند متعال را بخواند كه مىفرمايد : وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ ، وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها ، وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ . « 1 » - و كليدهاى غيب در نزد اوست و جز او از آن آگاه نيست ، و هر چه در خشكى و درياست مىداند ، و [ حتّى ] هيچ برگى [ از درختى ] نمىافتد مگر اينكه به آن آگاه است ، و هيچ دانه‌اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و يا خشكى نيست مگر اينكه در كتاب مبين [ علم الهى ] وجود دارد . و وقتى از قرائت آن فراغت پيدا كرد ، دستها را براى قنوت بالا برده و بگويد : « اللّهمّ ، إنّى أسألك به مفاتح الغيب الّتى لا يعلمها إلّا أنت ، أن تصلّى على محمّد و آله [ يا : آل محمّد ] ، و أن تفعل بى كذا و كذا » - خداوندا ، به حقّ كليدهاى غيب كه جز تو آن را نمىداند ، از تو خواهانم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى ، و فلان حاجت مرا بر آورده كنى . و بعد بگويد : « اللّهمّ ، أنت ولىّ نعمتى ، و القادر على طلبتى ، تعلم حاجتى ، فأسألك بحقّ محمّد و آل محمّد - عليه و عليهم السّلام - لمّا قضيتها لى . » - خدايا ، تويى سرپرست نعمت من ، و توانا بر [ بر آوردن ] خواسته‌ام ، حاجتم را مىدانى ، پس به حقّ محمّد و آل محمّد - كه سلام بر او و ايشان باد - از تو خواهانم كه آنها را براى من برآورده سازى . و سپس حاجت خويش را از خداوند - جلّ جلاله - بخواهد ، خداوند هر چه را كه خواسته به او عطا مىفرمايد ، زيرا پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « دو ركعت غفيله را ترك

--> ( 1 ) انعام ( 6 ) : 59 .